تبليغاتX
html> فقط کلیک کن وبخند
انواع جک و اس ام اس توپ وخیلی قشنگ
داره با سرعت 1۵0 تا ميره. بهش ميگم آروم برو اينجا دوربين داره
ميگه دوربين کنترل سرعت؟
پـَـ نـَـ پـَـ دوربين عکاسي گذاشتن از ماشينا عکس ميگيرن ميذارن تو فيسبوک تگ هم ميکنن. آروم برو عکسمون خوب بيفته
***************************

به مامانم ميگم:نميخاي واسه ما آستين بالا بزني؟ميگه:پسرم زن ميخواي؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستيناتو بالا بزني با هم مچ بندازيم ببينيم کي قوي تره
***************************

رفتم تو ماهي فروشي به فروشنده مي گم :آقا يه ماهي قزل آلا بدين.ميگه : واسه خوردن ميخاي؟ميگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واکسن هاري و کزازشو بزنم و برم
***************************

با دوستم رفتيم کشتارگاه ميگه:اه اه اينجا چه بوي گوسفندي مياد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ ميخواستي بوي اش رشته بياد.
***************************

به بابام ميگم :بابا پول داري؟ميگه پول مي خاي؟ميگم : پـَـ نـَـ پـَـ ميخواستم ببينم اگه پول نداري بهت بدم که وختي رفتي خونه جولو زن و بچت شرمنده نشي

***************************

تو اوتوبان گشت نا محسوس يه ماشينو گرفته بود.راننده ماشينه به پليسه ميگه :مي خاي جريمم کني؟ پليسه ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همکارام ميخاستيم حکم بازي کنيم يه يار کم داشتيم گفتيم مزاحم شما بشيم
 ***************************

دوستم زنگ زده موبايلم ميگه ممد پول داري يه خورده بهم بدي؟ بهش ميگم: بيا عابربانکم رو بگير برو.

ميگه: توش پول داري. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم تو خونه نشستي دلت گرفته / گفتم بدم بري يه دوري باهاش بزني!

***************************

به مامانم ميگم فردا مي خوام روزه بگيرم مامانم ميگه سحر صدات کنم؟ ميگم پـَـ نـَـ پـَـ مدونا رو بيشتر دوست دارم، مدونا صدام کن!!!

***************************

ديشب رفته بودم خونه خواهرمينا ، دختر خواهرم يه نقاشي رو بوم کشيده بود خيلي قشنگ گفتم خودت کشيدي ؟ گفت پـَـ نـَـ پـَـ دادم پيکاسو بکشه جوونا هم خودي نشون بدن

***************************

رفتم خونه دانشجويي يکي از دوستام داشتم يکي از ظرفاي چرب مورچه زدشو مي شستم اومده بالا سرم ميگه اي واي چي کار مي کني داري ظرف و مي شوري؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تني کرده بودن آوردمشون حموم!

***************************

دوستم گفت: اگه با گوشي برم تو اينترنت از شارژم کم ميشه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ از ذخيره ارزي کشورهاي عضو اپک کم ميشه

***************************

داييم ما رو براي يه پک قيلون دعوت ميکنه باغ سيب مال بکي از رفقاش.. مامانم ميگه حالا ميخواين قيلون بکشيد؟؟؟؟ ميگم پـَـ نـَـ پـَـ اومديم سيباشونو دستمال بکشيم!

***************************

واسه دوستم عکس ايميل کردم زنگ زدم ميگم فرستادمش واست . ميگه يعني الان تو ايميلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولي دستش به زنگ نميرسه درو بزن بياد بالا

***************************

مميز ايزو اومده رفته تو سالن توليد کنار دستگاه تراش از اپراتورش ميپرسه شما تراشکارين؟ پـَـ نـَـ پـَـ مدير عامل اوقات بيکاريش مياد کمک بچه ها

***************************
مامانم زنگ زده ميگه کجايي؟گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهررز رفيقت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ سس مايونزه بهروز

***************************

هواپيما تو قلب آسمون موتورش آتيش گرفته، خلبان گفته داريم سقوط ميکنيم.ميکه يعني سقوط کنيم زندگيمون تموم ميشه؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ مي يفتيم تو يه جزيره و سريال لاست رو ميسازيم

***************************

ميگم رسيدي خونه زنگ بزن،ميگه تلفن کنم؟،ميگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلي رو بزن در رو

***************************

کميته انظباطي دانشگاه خواسته رفتم تو ميگه شما دو ترم تعليق خورديد اعصابم خورد سرمو انداختم پايين دارم لبمو ميخورم ميگه ناراحت شديد؛ پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکر ميکنم چجوري اين لطف شما رو جبران کنم

***************************

يکي تو دانشگاه ازم پرسيد ورودي چندي؟ گفتم85 همچين با تعجب گفت پس ترم اخري گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ترم اولم ولي از آخر اومدم شروع کنم

***************************

ديشب شام املت داشتيم خواهرم توش رب زده بود با گوجه و ... سر سفره مامانم گفت بهش رب زدي مزه گوجه رو از بين برده
خواهرم گفت مگه گوجه هم مزه داره؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ گوجه رو واسه قشنگي غذا مي زنن که تو غذا ها رتبه بياره!!

***************************

رفتيم يه باغي دزدي من از درخت رفتم بالا دوستم ميگه رفتي گردو بچيني؛ پـَـ نـَـ پـَـ گنجشکم رفتم آشيون بسازم. يه دفعه گفت واي صاحب باغ داره مياد بهش ميگم حالا تو فرار ميکني ،ميگه پـَـ نـَـ پـَـ منتظر ميمونم تو آشيانتو بسازي

***************************
لباس خريدم . کارته عابرمو گذاشتم رو ميز ميگم 2015 . ميگه رمز کارتته.؟ ميگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه . شب زنگ بزني لاو بترکونيم !
***************************

دوستم روزنامه دستشه ميگم صفحه جدولشو بده من ميگه ميخواي حلش کني؟ پـَـ نـَـ پـَـ ميخوام از رو چيدمان جدولش محوطه باغ طراحي کنم
***************************

يه يارو لبه پشت بوم يه ساختمون 12 طبقه واستاده بود و ميخاست خودشو بندازه پايين. بهش ميگن ميخاي خود کشي کني؟ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ماشينمو پارک کنم
***************************

رفتم کفش بخرم يه کفش پوشيدم خوشم اومده ميگم همينو ميخوام فروشنده ميگه اون لنگشم بدم ميگم پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پيدام کنه
***************************

يه شب يه يارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوي يه دختره تو خيابون رو ميگيره.دختره ميگه:ميخاي پولامو بدزدي؟يارو ميگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پيشناهاد ازدواج بدم .چون دير وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم
***************************

بن لادنو تو هواپيما دستگير ميکنن تصميم ميگيرن همونجا پرتش کنن بيرون ميگه حالا پرتم ميکنين پائين ؟ پـَـ نـَـ پـَـ جاي انوشه انصاري ميفرستيمت دور زمين يه حالي بکني
***************************

يکي از اين سوسک کوچيکا از جلو پام رد شده يه دستمال از جيبم درآوردم ... دوستم ميگه ميخواي بکشيش ؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبريزش بيني داره ميخوام نريزه رو قالي
 ***************************

2تا ماشين جوري به هم زده بودن که هيچي ازشون نمونده بود پليس اومده ميگه مشکلي پيش اومده!!!! پـَـ نـَـ پـَـ زدن به هم ببينن اين استاندارد ايمني که شرکت استاندارد جهاني ميده درسته يا نه
***************************

به همسايم ميگم جارو برقي داريد؟ ميگه جاروبرقي مي‌خواي؟ پـَـ نـَـ پـَـ مي‌خواستم چک کنم اگه نداريد براتون بخرم.
***************************

پيرزنه ، زنگ زده خونه ... ميگه مامان تشريف دارن؟ ، ميگم کاريشون داشتين؟ ميگه پـَـ نـَـ پـَـ به اين بهونه ميخواستم با خودت بيشتر آشنا شم... امروز کي وقتت آزاده ؟

***************************

به مامان بزرگه ميگيم ممکنه شب دير بيام خونتون،.. شبا پشت در ميندازي ؟ ميگه پـَـ نـَـ پـَـ چار تاق باز ميذارم برام بخوني پشت در و ننداختي نه نه با خوب و بدم ساختي نه نه ...
***************************

زنگ زده بهم ميگه آهنگ پيشواز گذاشتي؟ پـَـ نـَـ پـَـ گروه ارکستر اوردم برات زنده اجرا کنن خودمم دارم ميخونم
***************************

خانمم را بردم اتاق عمل سزارين،ماما ميپرسه براي عمل امديد؟ پـَـ نـَـ پـَـ امديم نوزادان را ببينيم يک خوشگله شو براي اتاق خوابمان انتخاب کنيم؟!

***************************

يه مرد با ريش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خيابون وايستاده داداشم ميگه اين گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مارکسه اومده ببينه کارگران جهان با هم متحد شدن يا نه

***************************

تو باغ وحش يه مار پيتون ديده ميگه اين مار؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ نخ دندون رستم که سيمرغ با قدرت جادويي بهش جون داده.

***************************

زنه دوقلو زايده...پرستاره يکي از بچه هارو ميبره براش....زنه ميپرسه:اون يکي هم ميارين؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اينو ببرين استفاده کنين...ده روز بعد از فعال سازي اون يکي هم پست ميکنيم درِ خونتون
***************************

زنگ زدم تاکسي تلفني ميگم کد 89 هستم ماشين دارين ؟ ميگه بله ميخوايين؟ ميگم پـَـ نـَـ پـَـ ميخواستم بگم خوش به حالتون که ماشين دارين ما نداريم
 ***************************

طرف اومده تو شرکت که کلي روي در و ديوار آرم و پوستر بيمه س ميگه ببخشيد اينجا شرکت بيمه س ؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائيه الان خمير تموم کرديم !

***************************

نيم ساعته تو خيابون دنباله دخترم .ميگه ميخاي شماره بدي ميگم پـَـ نـَـ پـَـ شبيه مايکل اسکوفيلدي دارم تعقيبت ميکنم به سيلا برسم
***************************

بهش ميگم اگه بتوني ميري اونور يا اينجا مي موني؟
ميگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلي رو ميگم!
***************************

سر صبح داشتم نرمش ميکردم بابام پرسيد داري نرمش ميکني. پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه نميدونم کجا بريزم

***************************

تو مراسمِ تيرباران ميگه مي خوان بکشنش؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسي، آبکش کم اومده!!!رفقاي با مرامِ داماد دارن آبکش مي سازن

***************************

به باروميگي افتابه داري؟ميگه براخونه مي خواي؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کيک جشن تولد بابام مي خوام،اخه سنتي دوست داره.

***************************
ميگه سوسک؟
ميگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بي رحم اينجوري طلسمش کرده.
خنديد و گفت بکشمش؟
گفنم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زين مي کنم پاشو آذوقه جمع کن بريم به جنگ جادوگر طلسم بشکنيم اين شاهزادرو نجات بديم
 ***************************

رفتم پادگان فرمانده ديد گفت تو سربازي ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشين شهرداريم اومدم شمارو ساعت 9 ببرم
***************************

به مامانم ميگم من سحري هم نخوردم خيلي گشنمه
ميگه يعني افطار ميخوري ؟ پـَـ نـَـ پـَـ نميخورم ببينم من بيشتر طاقت دارم يا شتر تو صحرا
***************************

باباي رفيقم مرده؟؟؟؟؟ بعد زنش ميگه ميخواين خاکش کنين؟؟رفيقم گفت: پـَـ نـَـ پـَـ ميخواميم باراندازش کنيم
***************************

سر کلاس راهنمايي رانندگي نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خيس عرق شده بودند .
به مسئول کلاس ميگم : ببخشيد خانم ميشه کولر رو روشن کنيد
ميگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خيس عرق شديم.

***************************

ديشب دختر خالم خيلي گريه مدکرد نميذاشت بخوابم به مادربزرگم يه قصه براش بگو تا اروم شه گفت مثله قصه ي شاه پريون گفتم پـَـ نـَـ پـَـ قصه هفت دراکولا در شبو تعريف کن که ديگه اصلا نخوابه

***************************
توي سلموني نشسته بودم که يکدفعه يه مرد کچله امد تو. آرايشگر با نيشخند بهش گفت: امدي آب بخوري؟ مرد گفت: پـَـ نـَـ پـَـ امدم موهام کوتاه کني

***************************

رفتم پمپ بنزين به يارو ميگم ?? تا بزن
ميگه ?? ليتر؟
پَـــ نَ پَــــ ?? تا قاشق چاي خوري

***************************

به دوستم ميگم فهميدي مريم جدا شد؟؟؟ ميگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبيده بود کف ماهيتابه کفگير زدم جدا شد

***************************

دوستم در يخچالو باز کرده,ديده هيچي توش نيس,ميپرسه:واقعا خاليه!؟
پَــ نَ پَـــ هيدنشون کرديم که غريبه ها نبيننشون !!

***************************

دارم رو تردميل ميدووم يارو ميگه اينجوري ميدويي لاغر کني؟؟
پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفريني تو سري جديد ميگ ميگ آماده ميشم...!!

***************************

پريشب تو خيابون ميرفتم داشتم با فندکم بازي ميکردم،
پليس رد شده ميگه اون چيه؟ فندکه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپيکه دارم ميبرم لندن!!

***************************

? ساعته از بيرون صداي قار قار مياد…داداشم ميگه صداي کلاغه ؟
پــَ نَ پـــَ قناريه متال ميخونه!

***************************

رفتم درمونگاه , منشيه ميگه : مريض شماييد؟
پَــــ نَ پَــــ من ميکروبم , اومدم خودمو معرفي کنم!


 ***************************
با دوستم رفتيم باغ وحش،جلوي قفسِ شير وايساديم.
دوستم ميگه:شيرِ؟
پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ريش گذاشته!

***************************

داشتم ميرفتم باشگاه وسط راه يادم اومد يه چيزي رو يادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب ميپرسه حامد تويي؟!!!نرفتي باشگاه؟
پَــــ نَ پَــــ حامد رسيد من ديليوريشم…

***************************

واسه استخدام رفتم يه شرکتي خانومه ميگه :شما براي آگهي استخدام اومدين؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنين!

***************************

رفتم خونه دوستم کامپيوترش خرابه… ميگم پاورت سوخته کامل!
ميگه يعني يکي ديگه بگيرم ؟
پَـــ نَ پَــــ سوختگيش جدي نيست پماد سوختگي بزني خوب ميشه

***************************

رفتم جلسه ثبت نام ?ساعت وايسادم.يارو اومده ميگه ميخواي ثبت نام کني؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفيد رويتو سيه مويتو ببينم بروم..

***************************

هفته پيش مريض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …ميگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازي کنيم!

***************************

عکس نيمه ي راست صورتم رو گذاشتم فيس بوک
اومده ميگه : عکس نصفه گذاشتي رو پروفايلت ؟
پـَ نه پـَ توي حراج بودم ?? در ??? تخفيف بهم خورده اين شکلي شدم

***************************

رفتم دم مغازه به يارو ميگم قرص پشه داري؟ ميگه واسه کشتنش ميخواي؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش ميخوام!

***************************

کمرم درد مي کنه يه پارچه بستم بهش. داداشم ميگه کمرت درد مي کنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوام اداي داداش کايکو رو در بيارم.

***************************

رفتم بانک پول بگيرم. کارمنده ميگه پول رو ميبرين؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام وايسم اينجا هر کس رقصيد بريزم رو سرش شاباش بدم

***************************

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صداي خفن. خواهرم اومده مي گه چيزي شکوندي؟
پـَـ نه پَــ، شيشه نازک تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنين!

***************************

کله صبحي رفيقم مي‌خواست بياد درس بخونيم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگير بيار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخيره سازي تو روزاي سخت زمستون!

***************************

خواهرم از بيرون مياد خونه... مي‌بينه پشت سيستمم... مي گه کامپيوتر روشن کردي؟
پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشين جلوي مانيتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!

***************************

تو هواپيما نشستم دارم دعا مي‌خونم بغل دستيم مي‌گه دعا مي‌کني سالم برسي؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپيما رو از نزديک ببينم دعا مي‌کنم سقوط کنيم

***************************

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم

***************************

دوستم پاش تو گچ يارو ميگه شکسته ميگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداري عوارض نوسازي بگيره

***************************
از دستشويي شرکت اومدم بيرون منشيه يه نگاهي ميکنه و با پوزخند ميگه دستشويي بودين ؟ پ نه پ بک تو بک آفتابه ام طفلي مرخصيه رفتم جاش واستادم

***************************
به دوستم ميگم ببين تن ماهي تاريخ انقضاش کيه؟ ميگه يعني تاريخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاريخ عروسي ننه باباي ماهي اس ميخوام واسشون جشن سالگرد بگيرم

 ***************************

رفتم فروشگاه ميگم سيخ داري؟
ميگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن ديافراگمم از تو دهنم مي خوام

***************************
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صداي خفن.مامان اومده ميگه چيزي شکوندي؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شيشه ي نازک تنهايي دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنين

***************************

کارت سوخت ماشينو برداشتم دارم ميرم بابام ميگه ميري بنزين بزني؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ ميرم آب هويچ بريزم تو باکش نور چراغاش زياد شه

***************************
مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

***************************

تو بهشت زهرا دنبال قبر يکي مي گشتيم. يه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر کسي مي گردين؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم کسي زود تر از موقع نمرده باشه

***************************

ساعت 11 اومدم خونه مامانم ميگه الان اومدي؟ ميگم په نه! 2ساعت پيش اومدم الان تكرارش داره پخش ميكنه

***************************

زنگِ خونه رو ميزنم مامانم ميپرسه ميخاي‌ بيايي تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي‌خوام ببينم اف ف سالمه يا نه

***************************

استاد: کي جواب اين سوالو ميدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: ميخواي جواب بدي؟
من: پــــَ نه پــــَ ميخوام ببينم باد از کدوم ور مياد

***************************
شب دارم مي خوابم.. بابام مي گه داري مي خوابي؟...پَ نَ پَ دارم امتحان مي کنم تشکش خوبه يا نه..

***************************
دو دقيقه دير رفتم سر کلاس، استاد ميگه شما دانشجوي اين کلاسيد؟ ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوي کلاس آواز استاد شجريانم! شما استاد شجريانيد؟

***************************
رفتم واسه خودم و دوستم دلستر خريدم، ميگه واسه من خريدي؟؟؟!!!... پ ن پ دلستره تو يخچال داشت يخ ميزد ميمرد، نجاتش دادم

***************************
رفتم رستوران به پيش خدمتش ميگم ميشه منو بدين ..ميگه ميخواي غذا سفارش بدي؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخواستم ببينم منويه غذاتون چي کم داره بگم مامانم بپزه براتون بيارم

***************************
گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آيد...

گفتم نه پ مي خواي يه عمري غم تو رو داشته باشم...

***************************

گزارشگر : و در اينجا گوساله اي را در حال شير خوردن مي بينيم ! پـَـَـ نــه پـَـَ گوساله اي را مي بينيم که مامانش رو داره باد مي کنه بره هوا . خودش با دوستاش برن ددر

***************************
تو اداره پشت ميز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده ميگه کارمند اينجايين؟گفتم پ نه پ رئيس سازمان هوا فضاي ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!

***************************
صداي خرپفش کشتمون !تکونش دادم از خواب پريده،ميگه سر صدام اذيتت مي‌کنه ؟ميگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم مي‌خواستم بت بگم سعي‌ کن تو اوج که ميري رو تحريرات بيشتر کار کني‌!

***************************

تو جاده پليس ديدم دستمو کردم بيرون انگشتمو مي چرخونم. رفيقم مي گه: داري به ماشيناي روبرويي علامت ميدي؟! پ ن پ!!!! دارم هوا رو با انگشتم هم مي زنم خنک شه

***************************
من يه نفر فقط تو تاکسيم، پولو دادم به راننده...
ميگه: يه نفر؟
ميگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ 4تا حساب کن مشتري شيم!!

***************************

با دوستم رفتيم خريد.برگشتيم ديديم ماشينش نيست ميگه: دزديدنش ميگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وايساد. اس ام،اس داد گفت من ميرم خودتون بياين!

***************************
ميگم آقا خمير دندون سفيد کننده مي خوام؟
ميگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ مي خوام کاسه دستشويي رو برق بندازم!!!!!!!!!

***************************
مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم ميگه ميخواي بکشيش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
ميخوام بزنم زير بغلش بوي عرق نده

***************************

به مامانم ميگم قوري کجاست ؟ ميگه ميخواي چاي بخوري ؟!
نه پـــــ ميخوام دست بکشم روش شايد غولي چيزي ازش درومد!!!!!!

***************************
سوسک اومده تواتاق دمپايي رودادم مامانم..ميگه بزنمش؟؟؟ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !!

***************************

کامپيوترم يه ويروس وحشي گرفته بود رفتم کلي پول آنتي ويروس اورجينال دادم بعد سه ساعت اسکن ويروسه رو پيدا کرده پيغام داده: آيا مطمئن هستيد که مي خواهيد اين ويروس را حذف کنيد؟
نه پـــ مي خوام ازش نگهداري کنم بزرگ بشه عصاي دستم بشه!

***************************
تو تاکسي کناريم به راننده گفت من بچه امام حسينم ، راننده پرسيد ميدون امام حسين؟ گفتم: پــــ ن پــــــ ايشون خود علي اصغره ماشالله بزرگ شده مرد شده

***************************
رفتم داروخونه...ميگم باند دارين؟ميگه واسه زخم؟...پ نه پ...بانده فرودگاه حياط خونمون خراب شده...بابام همينجور داره با هواپيماش دوره خونه ميچرخه.!!

***************************

رفتيم رستوران گارسون اومده ميگه چيزي ميل دارين؟؟؟
گفتم پ نه پ غدامونو همين الان خورديم گفتيم بيايم اينجا آروقشو بزنيم دور هم بخنديم!!

***************************


رفته بودم اهداي خون مرده ميپرسه مي خواي خون بدي پـَـَـ نــه پـَـَــ... اومدم نون خشک بدم جوجه بگيرم

***************************

جلو توالت عمومي  وايساديم يارو مي گه آقا ببخشيد شما هم تو صف توالت وايسادين..؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ ما سوسكيم اومديم نهار!!

***************************

تو تاکسي تنها نشستم ميخوام کرايه حساب کنم طرف ميگه 1 نفر!!
ميگم پـَـ نه پـَـ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!!

***************************

به دوستم ميگم وي پي ان داري؟ ميگه واسه رد شدن از فيلترينگ ميخواي
پـَـ نه پـَـ واسه رد شدن از تنگه ابو غُريب ميخوام. هم سنگرام منتظرن

***************************

بچه داييم به دنيا اومده .. همه خوشحال و اينا .. مامان بزرگم برگشته ميگه حالا ميخواين براش اسم بذارين؟
پـَـ نه پـَـ ميخوايم همين جوري ولش کنيم اسمش بشه:... نيو فولدر!!!

***************************

دارم با تلفن حرف ميزنم. بابام ميگه دوست دخترت بود؟
پـَـ نه پـَـ ژاک شيراک بود درمورد مناغشات اخير خاور ميانه نظرمو ميخواست!!!!

***************************

پسر همسايمون تو پارک داشت بريک دنس مي کرد يکي اومده بعد نيم ساعت تماشا ميگه ايشون داره ميرقصه؟
گفتم: پـَـ نه پـَـ شربت خاکشير خورده مي خواد ته نشين نشه!!!!

***************************

تو صف بربري نوبتم شده يارو ميگه بربري ميخواي؟
پـَـ نه پـَـ اومدم از شاگردت تايپ ياد بگيرم!!!!

***************************

يارو نشسته کنار خيابون نوک دماغش چسبيده به زمين دوستم ميگه :معتاده؟
ميگم پـَـ نه پـَـ ميخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه!!!

***************************

تو حياط دانشگاه تو انگليس دارم با دوستم فارسي حرف ميزنم ، يارو اومده ميگه خانوم شما ايراني هستين؟
 پـَـ نه پـَـ انگليسي هستيم فارسي ياد گرفتيم بتونيم صادقي گوش بديم!!

***************************

نصفه شب يکي از بالا درمون پريد تو حياط داداشم گفت علي دزده؟
پـَـ نه پـَـ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسيادر ميره!!!!!

***************************

اهنگ اندي تو ماشين گذاشتيم دوستم ميگه انديه ؟
پـَـ نه پـَـ داريوشه، داره خودشه لوس ميکنه بخنديم!!!!

***************************

با کلي عشق و علاقه به يه بنده خدا گفتم I love you
ميگه با مني منم گفتم پـَـ نه پـَـ با پي ام سي ام

***************************
 

ميگم آقا شهيد همّت کجاس؟
ميگه بزرگراه شهيد همّت؟
ميگم  پـَـَــــ نــه مي‌خواستم خودشو پيدا کنم يه خانواده‌اي رو از نگراني در بيارم!!!

***************************
 
تو جاده بنزين تمام کرديم وايساديم کنار جاده 4 ليتري تکون ميديم ! طرف اومده ميگه بنزين تمام کردين ؟
ميگيم:پـَـَـــ نه ميگيم هورا ! ما هم از اين دبـــّه ها داريم !!!


 ***************************
دارم فيلم گريه دار ميبينم , گريه ميکردم , مامانم اومده مي گه فيلمش گريه داره ؟
پ نه خنده داره من دارم گريه مي کنم کارگردانشو ضايع کنم !
 

***************************
جلو در دستشويي، طرف اومده ميگه ع ع ع ببخشيد شما توي صف هستين؟  پــــــــــــ نــــــــــه سوسکيم اومديم نهــــــــار.... :

***************************
 
صيح اول صبحي نشستم تو تاکسي ، بد عنق...
يه دختري با کلي افاده تا اومد بشينه بغل دستم ،
يهو با صداي بلند باد در کرد !
خيلي خودمو کنترل کردم ، باور کنيـــن خيلي .
ولي يهو پوکيدم از خنده ، چشام شده پرِ اشک...
برگشته ميگه : خنده داره ؟!!
منم گفتم :  پـَـَـ نه... اين اشکِ شوقه تو چشام ...!

***************************
 
رفتم استخر داشتم غرق ميشدم غريق نجات ميله رو برداشته اومده لب استخر با لبخند ميگه ميخاي کمکت کنم؟نه پ با اون ميله استريپتيز کن ببينم بلدي

***************************
 
حموم بودم، مامانم مي زنه به در مي گم بـــله ؟
مي گه حمومي ؟
مي گم نه پـَـ اينجا لندنه، صداي منو از راديو بي بي سي مي شنويد

***************************
 
بهش ميگم: زود باش دمپاييتو بده تا سوسکه نرفته... ميگه:مگه ميخواي بکشيش؟... نه پَ ميخوام بدم سوسکه پاش کنه !!!


 ***************************
تصادف کرديم، زنگ زديم افسر اومده ميگه : تصادف شده؟
ميگم : نه پـــــَ ... داريم هشدار براي کبرا 11 رو فيلم برداري ميکنيم!!!

***************************
 
يارو سگ هاي منو ديده، ميگه غذا ميخورن؟ نه پـَـَـ فتوسنتز ميکنن

***************************
 
رفتم داروخونه کرم ترک پا بگيرم
مي گه واسه پا ميخواين؟؟
نه پــــَ
ميخوام در جهت از بين بردن ترک هاي کوير لوت گامي برداشته باشم

 ***************************
سر جلسه امتحان به کناريم ميگم داداش برسونيا
ميگه تقلب؟
گفتم نــه پـَـَــــ مواد ، يه وقت خمار نشم

 ***************************
فاميلمون اومده آکواريومم رو ديده ميگه غذاي مخصوص بهشون ميدي؟
نه پـَـَـ پول تو جيبي ميدم بهشون خودشون ميرن واسه خودشون غذا ميخرن


 ***************************
زنگ زديم اتش نشاني،ميگه جايي اتيش گرفته؟نه پــــ زنگ زديم ببينيم امشب خونه اين بيايم مهموني

***************************
 
از راننده اتوبوس ميپرسم چقدر شد؟ميگه 225 بهش 300 تومن دادم,ميگه يه نفري؟گفتم نه پ کل اتوبوس مهمونه من!
 

***************************
يارو اومد تعميرگاه گفت: براي لپ تاپم رَم ميخوام ... گفتم: داريم .... گفتش :مطمئني براي لپ تاپه ؟ .... گفتم : نـَــ پــــَ ... براي PC ـه ميخوام بُکُنم تو پاچـــت ...

***************************
 
تو رستوران، پيشخدمتو صدا کردم ميگم آقا توي سوپ من مگس افتاده! ميگه مرده؟ ميگم نَ پـَـَــ هنوز زندست، داره شنا ميکنه، صدات کردم بيايي نجاتش بدي!!!
يارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک ميکنه تازه برگشته ميگه شمام کار دارين ؟ نَ پـَـَـ وايستاديم اينجا بنيه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگيمون قرار بديم
تو دندانپزشکي دکتر آمپول بي حسي رو خالي کرد تو لثه ام. بعد از يه ربع که بي حس شد ميگه:خوب حالا پرش کنم؟! فکر کن من با دهن باز چطوري بهش گفتم نه پــــَ !

                                  **********************

                                         ***************

                                               ********

                                                   ***

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/03ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 


  غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟
ميگه من ساير بستگانم !

 


الاغه ميره جنگل داد مي زنه : من شير مي خورم ، پلنگ مي خورم ، ببرمي خورم . يهو شيره يه نعره مي كشه . الاغه ميگه البته خيلي وقتها هم گ... زيادي مي خورم

 

 

يه مرده با يك پليس زن ازدواج مي كنه ، شب اول 7 بار جريمه ميشه
1.سرعت زياد
2.عدم استفاده از كلاه ايمني
3.تخريب عوارضي
4.عبور از چراغ قرمز
5.ورود به عبور ممنوع
6.نصب وسايل اضافه در زير خودرو !
7.عدم توجه به فرياد هاي پليس !

 

 

غضنفر داشته تعريف مي كرده ميگه : سال 49 با دو نفر دعوام شد . ! البته دقت داشته باشيد سال 49 ، 2 نفر خيلي زياد بود ها !

 

 

 


تركه و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ تركه ميگه از سرما تو چي ؟
ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي كمد ، خلاصه ديدم هيچ كس نيست از تعجب سكته كردم
تركه گفت : خاك بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو !

 

 

 

 

به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!

 

 

 

از غضنفر مي پرسن دوست داري چه جوري بميري؟ مي گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت!

 

 

 

غضنفر ميره بنگاه معاملات ملكي. بهش ميگن ما يه خونه داريم كنار راه آهنه سر و صداش زياده ولي بعد از يه هفته عادت ميكنه.
ميگه ايرادي نداره! اين يه هفته رو ميرم خونه ي داداشم!!

 

 

 


3 خصوصيت پسر ايراني
1.چشمك جز تيك عصبيشه
2.هفته اي يك بار شكست عشقي مي خوره
3.دوست داره طرف مال خودش باشه ، خودش مال همه !!!

 

 

 


موبايلتو چيكار كردي هر چي زنگ مي زنم ميگه گوسفند مورد نظر با گله مي باشد

 

 

 

بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: كتك

 

 

 

 


سلام, خوبي؟ ببخشيد بي موقع مزاحم شدم يه سوال فني داشتم, به نظر شما كمك فنر ماشين بيگلي بيگلي چي بود كه گوريل انگوري روش مينشست؟

 

 

 

به من بي اس ام اس كمك كنيد ، الهي خير از گوشيت ببيني ، اجرت با مخابرات

 

 

 

انجير رو به غضنفر نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!

 

 

 

مي گن وقتي يه خوشگل به آسمون نگاه مي كنه، ستاره ها براش چشمك مي زنن و لذت مي برن! يه وقت تو به آسمون نگاه نكني گند بزني به حالشون!

 

 

 

يه ضرب المثل چيني مي گه: اگه از دوران مجردي لذت نمي بري، ازدواج كن! اون وقت حتما از فكر كردن به دوران مجرديت لذت مي بري!

 

 

 

!غضنفر ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه

 

 

 


اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند

 

 

 

غضنفر مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه . غضنفر هم ميگه دادين كه مي خواين؟

 

 

 

ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس كه غضنفر بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار

 

 


مشترك گرامي:مثانه ي شما پر شده است لطفا هر چه سريعتر نسبت به تخليه ي آن اقدام نماييد. ( سازمان كنترل نا محسوس شب ادراري )

 

 

 

مداح: چراغ ها رو خاموش كنين ببرمتون كربلا, چراغ ها رو كه روشن ميكنن ميبينه همه ساك به دست وايستادن, ميگه شما تركين؟ ميگن نه, ما لريم, تركا تو اتوبوسن

 

 

 


زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش

 

 


اگه ميدونستي دستاي يخ من چقدر محتاج دستاي تو هست هيچ موقع اونا رو تو دماغت نميكردي بيشعور

 

 


غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

ترکه میره خیاطی میگه این پارچه رو برای من کت شلوار بدوز , فردا نیام بگی سوزنم شکسته بود بگی برق نبود بگی چرخم خراب شد اصلان پدر سگ بده نمیخواد بدوزی.

------------

یه روز دو تا پیغمبر داشتن میرفتن یه صد تومنی پیدا میکنن که سرش دعوا میشه. خلاصه بعد از کلی جنگ و دعوا به توافق میرسن که تاس بندازن هرکی بیشتر آورد صد تومنیه مال اون بشه. اولی تاسو میندازه شیش میاره و دومی هم میندازه هفت میاره! اولیه عصبانی میشه میگه خاک تو سرت برای صد تومن معجزه کردی؟!'

------------

به آمریکا میگن چرا اومدی عراق؟ میگه آخه امام حسین طلبید! میگن کی میری؟ میگه هر وقت امام رضا بطلبه!

------------

به غم كسی اسیرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

------------

رای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه

------------

مهم این نیست که تو اَد لیست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اینه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشیم، باهم آرشیو زندگی رو دوره کنیم و با هم آف بشیم. امّا باید یادمون باشه پسورد دوستیمون رو جوری بسازیم که کسی نتونه هکمون کنه

------------

عجایب هفت گانه ی ایران:۱)رشتیه با غیرت ۲)ترک بی خریت ۳)اصفهانی بی منت ۴)تهرونی با معرفت ۵)یزدیه با شهامت ۶)لر با شخصیت ۷)عرب با تربیت

------------

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره

------------

دوستت دارم قد یه بشكه بنزین، خاطرخواتم قد یه پمپ بنزین، روز تولد تو بهترینم، هدیه بهت میدم یه كارت بنزین

 

یه روز یه ترکه داشته با قطار میرفته مشهد بعد به مسافر روبروییش میگه : به سلامتی از مشهد برمی گردی؟؟

یک نفر نذر میكنه كنكور قبوله بشه مادرشو پیاده بفرسته كربلا

یه روز یه مرده میره تو نرده

ترکه محکم میخوره توی در شیشه ای فروشگاه شهروند میگه اوه اوه عجب هوای سفتی

 

راننده ماکزیما پشت چراغ قرمز یه دفعه بوووووووووووووقققققققممممممم یه صدایی میشنوه

میبینه یه ژیان از پشت زده بهش

راننده اش هم ترک بوده!

خلاصه با هم درگیر میشن و ترکه اینقدر ناله زاری میکنه تا راننده ماکسیما دلش براش میسوزه میگه برو و چیزی ازش نمیخواد

ماکسیماییه پشت چراغ قرمز بعدی که وامیسته بازم یه صدایی میاد قققققووووووووووررررپسسسسسسس

میاد پایین میبینه ترکه سرشو از ژیان کرده بیرون با دست تکون میده میگه:

برو برو... منم!

 

میدونی ترکا تو تظاهراتشون چی شعار میدن؟ میگن : ترکا تاج سرن      فارسها ترک خرن

ترکه داشته با حرص به یه اسب نگاه می کرد یهو گفت : ای کاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم

 

يه دهاتيه پا ميشه مياد تهرون ميره سوار تاکسي ميشه ميگه در بست. راننده هم قبول ميکنه.



وقتي مياد پياده شه يه ده تومني ميزاره کف دست راننده و ميره.



راننده داد ميزنه: آقا…بقيه ش؟؟؟



دهاتيه ميگه: بقيه ش مال خودت!!!

 

يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه:



بچه ها در رين صاحابش اومد!

وسط شهر يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش، ‌زخم و مي‌شدن. ميان تو شهرداري يک جلسه برگذار



مي‌کنن که واسه اين مشکل يک راه حلي پيدا کنن.



يکي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يک آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هرکي افتاد توش رو سريع ببره



بيمارستان. ملت همه هورا مي‌کشن..آفرين!



يک مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق که همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي



چي‌کار کنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، که بدبخت جون داده ما بايد يک



بيمارستان کنار اين چاه بسازيم، که همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي سر حال مي شن،



کف مي‌زنن سوت مي‌کشن، که ايول بابا تو چه مخي داري!‌



يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج



کنيم يک بيمارستان بسازيم کنار چاه که چي بشه؟ مردم تعجب مي‌کنن،‌ ميگن: خوب تو ميگي چيکار کنيم؟



يارو ميگه: بابا اين که واضحه، ما اين چاهو پر مي‌کنيم، ميريم نزديک همه بيمارستانها يک چاههاي زيادي



حفر مي کنيم!

 

غضنفر داروخونه داشته، يک روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسک کش جديد رسيد.



بعد يک مدت يکي مياد تو داروخونه ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسک‌ کش جديد چيه! اين خونه ما رو



سوسک گرفته!



غضنفر ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه شما اين دارو رو ميريزيد تو يک قطره چکون، بعد



کشيک ميکشيد تا سوسکها رو بگيريد هر سوسک رو که گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو



هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچکونيد، بعد از يک مدت سوسکها کور ميشن و خودشون از گشنگي



ميميرن .



يارو ميگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگيريم که همونجا درجا مي‌کشيمشون.



غضنفر ميره تو فکر، بعد يک مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم ميشه !!

 


*********************************************



يکي: راستي راستي اين دفعه رفتم تست بازيگري دادم و قبول شدم ميگين چجوري . بخونين.



کارگردان گفت:نقشش خيلي کوتاهه ها فقط همين صحنه.



گفتم:عيبي نداره!



گفت:پول نميديما!



گفتم:عيبي نداره!



گفتم:ديالوگ چي؟



گفت: خودتو نشون نميديم!



تو ميري پشت يه ديوار بعد يک گلدون ميوفته اونور و تو ميگي:آخ.



گفتم: بلند بگم.



گفت:مهم نيست صدات هم بعدآ دوبله ميشه!!!


*********************************************



يکي رفت انگليس. صبح پاشد با زنش رفت بيرون توي خيابون.



يه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنينگ سر». اون جواب داد: «سر مورنينگ گود»!



زنش پرسيد اوا آقا جعفر چي شد؟



گفت هيچي! اين يارو انگليسيه گفت: «سلام عليکم» و منم بهش گفتم: «عليکم سلام»


*********************************************



يکي خيلي کار بد کرده بوده مي برنش جهنم.



تو وسط راه ميگن به تو يه آوانس ميديم ، ميگه چي؟



ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها و يکي جهنم خارجي ها.



ميپرسه فرقش چيه؟



ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز.



خلاصه ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا.



يه چند ماه بعد ميبينه اينجا خيلي ناجوره ميگه خوب شد تو جهنم ايراني ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نيست



يه سري به اونها بزنم تا به اينجا راضي باشم خلاصه ميره ميبينه همه نشستن دارن حرف مي زنند خبري هم از



قير داغ نيست ،مي پرسه: جريان چيه؟



ميگن: بابا اينجا يک روز قير نيست ، يک روز قيف نيست ، يه روز قير و قيف هست اما مامورش نيست!


*********************************************



به يکي ميگن: چرا همش داري دور ميدوون با ماشينت ميچرخي؟



مي گه: راهنمام گير کرده!!


*********************************************



يکي کولرش خراب ميشه، به بچه هاش مي گه: مگه نگفتم 4 نفري جلو کولر نشينيد.


*********************************************



يکي دکتر آزمايشگاه بود و روي يه مگس داشته آزمايش ميکرده يه روز بالهاي مگس رو ازش جدا ميکنه بعد



به مگسه ميگه بپر! مگسه نميپره براي بار دوم و سوم تکرار ميکنه که بپر! ولي مگسه نمي پريده ! در آخر



نتيجه آزمايش رو اعلام ميکنه: که اگر بالهاي مگس را از تنش جدا کنيد گوشهايش نيز کر ميشود !


*********************************************
يه روز يه پسري ميره پيش خدا ميگه :خدايا چرا دخترا رو اينقدر خوشگل آفريدي خدا ميگه:تا شما دوستشون داشته باشين
پسره ميگه :خب چرا اينقدر خنگ آفريديشون خدا ميگه: تا اونا هم شما رو دوست داشته باشن

 

تو چرا روز به روز داري چاق تر ميشي؟
ميدوني از كجا فهميدم؟
اخه هر روز جاي بيشتري تو قلبم باز ميكني.

 

ايا ميدانيد اولين بز ديابتي تاريخ كدوم بزه ؟بزبز قندي

 

نهایت بدحالی : دو نفر در كوچه به هم رسيدند اولي گفت: حالت چطوره رفيق؟ مثل اينكه زياد سرحال نيستي،رنگ و روت پريده
دومي- اگر  بدوني چه بلايي سرم اومده ... بدبخت شدم ... كمرم درد مي‌كنه لوزه‌هام ورم كرده ... زخم معده‌م عود كرده ... نبضم روز بروز يواشتر مي‌زنه پاهام درد مي‌كنه و نمي تونم راه بروم ... از اينها گذشته خودم هم حالم خوب نيست!

وکیل مدافع : قاضي به متهم- آيا وكيل مدافع براي خودت انتخاب كرده اي؟

متهم – خير آقاي قاضي، تصميم دارم حقيقت را بگويم!

 

 

1-يه روز يه مرده را برق سه فاز مي گيره مي افته پامي شه ومي گه:اگه مرديد يه فاز يه فاز بيايد جلو.

2-يه روز يه مرده داشته پولكي ميخورده به دوستاش ميگه بهم نخندينا ولي اين چيپس نميدونم چرا يه خورده شيرينه.

3- از هخا ميپرسن چرا قرصهايت راسروقت نمي خوري ميگه مي خواهم ميكروبها راغافلگير كنم.

4- به يكي ميگن اگه آب نبود چي مي شد؟ ميگه: نمي تونستيم شنا ياد بگيريم بعد غرق مي شديم!

 

پدر: پسرم، هميشه سعي كن روي پاي خودت بايستي.
پسر: چرا پدرجان؟
پدر: آخر الان روي پاي من ايستاده‌اي!

پيرزني مشغول نماز خواندن بود . چند نفر نشسته بودند و از او تعريف مي کردند .
يکي گفت : اين زن ، خدا عمرش بدهد ، خيلي با ايمان است . در موقع نماز ، تمام حواسش به جانب خداست . آنقدر مومن است که اگر سر نماز صد نفر هم حرف بزنند ، انگار نه انگار .
پيره زن نمازش را قطع کرد و گفت : بله ! روزه هم هستم ، مشهد و کربلا و نجف هم رفته ام !

 

شمبلیله: بابات چيكار مي‌كنه؟

شوتی: كارهاي دستي.

شمبلیله: چه جور كار دستي؟

شوتی: مرتب از اين و اون دستي مي‌گيره تا خرج خونه را رو به راه كنه؟

 

 

شیطون اکس می ترکونه مردم رو به راه راست هدایت می کنه

 

 

خروسه می خواد زن بگیره پول نداره گالینا بلانکا می خره

 

 

جوان در و پنجره سازی به خواستگاری دختر پول داری می ره.
شب خواستگاری ،پدر عروس ميپرسه: خوب به سلامتی داماد چه كاره هستند ؟
خانواده داماد بخاطر اين كه کم نیارند ميگن: پسرمون  ويندوز نصب ميكنه!!

 

 

آقایی می ره دستشویی اداره شون ، یه دفعه بچه اش زنگ می زنه به موبایلش.

 می گه : بابا الان کجایی؟

 مرد می گه : به تو چه کارت رو بگو. 

بچه می گه : هیچی مامانم گفته امروز ناهار نداریم، هرجا هستی یه چیزی بخور

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

 واعضي بالاي منبر مي فرمود كه : (( در هنگام ولادت زنان ملكي مي آيد كه بند هاي رحم را مي گشا يد تا طفل از دريچه رحم به سهولت بيرون آيد و بعد ملكي مي آيد و آن بند ها را مي بندد . )) يكي از حاضران عرض كرد : (( حضرت آقا ملك اولي به خانه من آمده اما ملك دومي گويا فراموش كرده است نيامده است .))


شخصي كه عيالش سه قلو زاييده بود در محفلي مي گفت : (( به خاطر دارم كه خانمم در ايام آبستني خود كتاب سه تفنگدار را مطالعه مي كرد . شايد تاثير اسم اين كتاب باشد . )) يكي از حضار گفت : (( پس خدا را شكر كن كه كتاب چهل طوطي در دسترس خانم نبود.))


طلحك را خداي تعالي فرزندي داد . سلطان محمود پرسيد : (( فرزند تو پسر است يا دختر ؟ )) گفت : (( از فقيران چه آيد غير پسري يا دختري ؟ )) سلطان گفت : (( اي مردك از فقيران پسر آيد يا دختر . از بزرگان چه آيد ؟ )) گفت : (( بد فعلي ، ناسازي ، ظالمي، خانه بر اندازي .))


خانم فرانسوي از شوهرش طلاق مي خواست و مي گفت : (( او به من خيانت كرده است. ))
پرسيدند : (( مي تواني خيانت او را ثابت كني ؟ ))
پاسخ داد : (( چرا من ثابت كنم ؟ همين بچه با زبان بي زباني خيانت پدرش را ثابت مي كند ،چون هيچ شباهتي به او ندارد . ))


هانري وقتي در بيمارستان نوزاد را در آغوش گرفت ،ديد رنگش مثل زغال سياه است . فرياد زد : (( اين كه بچه يك كاكا سياه است ؟ ))
زن تازه زاييده اش در حالي كه مي ناليد زير لب جواب داد : (( تقصير خودت است ، هرچه به تو مي گويم شب ها هنگام خواب چراغ را خا موش نكن ، گوش نمي كني . خوب بچه تاريكي ديگر بهتر از اين نمي شود .))


روزالين به بچه اش كه به يكي از مهمانان فحش داده بود پرخاش كرد و گفت : (( تو خيلي با اين آقا بد رفتاري مي كني ، خجا لت نمي كشي ؟ )) اين آقا كه هم سن و سال تو نيست ، جاي پدرتست .)) بچه اخم كرد و جواب داد : (( بله اين حرفي است كه همه مردم مي زنند .))

اگر يك مرد هستيد و دوست داريد عشقتان هميشه ازشما و رابطه تان راضي و خشنود باشد.
.
.
.
.
.
.
.
بايد در زندگي او چنين آدمي باشيد:
.
.
يك دوست
يك همدم
يك عشق
يك پدر
يك برادر
يك رئيس
يك نجار
يك برقكار
يك لوله كش
يك مكانيك
يك دكتر
يك طرا?­
يك متخصص روابط جنسي
يك متخصص زنان
يك روانپزشك
يك رونكاو
يك ماساژور
يك شنونده خوب
يك برنامه ريز خوب
يك آدم تميز
با ا?­ساس
ورزشكار
گرم
دلسوز
شجاع
باهوش
بامزه
خلاق
قوي
رقيق القلب
همدرد
پرت?­مل
آينده نگر
بلندپرواز
لايق
قابل اعتماد
راستگو
قابل اتكا
و
سكسي
.
.
.
.
و اين نكات را هرگز فراموش نكنيد :
.
.
مدام از او تعريف كنيد
عاشق خريد كردن باشيد
صادق باشيد
پول تان از پارو بالا بره
و به دخترهاي ديگه هم نگاه نكنيد
.
.
..
و در عين ?­ال شما بايد:
.
.
.
تمام توجه تان را به او معطوف كنيد و اصلا توقع همين رفتار را از او نداشته باشيد
زمان زيادي را به او اختصاص بدهيد، مخصوصا در تنها گذاشتنش
به او فضاي كافي بديد، ( اين يعني : هيچ وقت نپرسيد كه كجا ميري)
.
.
.
و تاكيد مي كنم كه اين سه چيز را هرگز فراموش نكنيد:
.
.
تولدش را
سالگردهاي مشتركتان را
و قرار ملاقات هايي كه مي گذاره
.
.
.

.
.
.
.
.
و ?­الا خانم هاي م?­ترم چه طور مي توانند يك مرد را خوش?­ال كنند:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.

.
.
.
فقط دست از سرش برداريد و تنهايش بگذاريد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/21ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

 

به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن

كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش 

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

 معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

 يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

 بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

 خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!  

 يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

 تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

 يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

 يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

 باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

 تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

 تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

 يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

 به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

 يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

 لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

 تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

 يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

      

ماجراي طنز


 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

 

يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

 

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

 

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

 

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

 

به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي

 

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

 

 تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

 

يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

 

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

 

تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

 

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

 

يه نکته جدی : ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو

 

شرمنده ، بی ادبيه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ايرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی ميخواهيد بخوريد

 

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

 

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

 

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

 

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

 

چند نفر اکيپي ميرن کوه نوردي شب خواب بودن ديدن يکي داد مي زنه جرج جرج... ميگن: ما اينجا جرج نداريم که! خلاصه مي خوابن صبح پا مي شن ميبينن ترکه رو گرگ خورده

 

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

 

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

 

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

 

معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه كم فكر ميكنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!

 

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

 

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

 

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

 

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

 

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

 

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

 

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

 

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

 

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

 

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

 

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

 

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

 

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

 

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

 

عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه

 

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

 

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

 

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

 

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

 

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

 

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

 

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

 

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

 

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

 

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

 

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

 

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

 

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

 

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

 

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

 

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

 

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

 

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

 

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

 

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

 

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

 

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

 

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

 

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

 

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

 

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

 

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

 

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

 

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

 

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

 

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 


بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

 

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

 

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

 

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

 

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

 

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

 

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

 

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

 

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

 

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

 

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

 

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

 

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

 

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

 

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

 

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

 

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

 

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

 

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

 

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

 

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

---

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

 

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

 

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط محمد علی باقری  | 

 
<